جمال رضايى
574
بيرجندنامه ( فارسى )
مىگرديد و صدايى مانند " وج ، وج " از آن برمىخاست و به همين مناسبت به آن " وجوجونك " مىگفتند و چون اين صدا به " قج ، قج " هم نزديك بود برخى آن را به نام اين صدا " قجقجونك qej qejunak " مىخواندند ولى " قجقجونك " نام ابزار ديگرى است « 1 » . 102 - ورقبازى varaq bazi ( ورقبازى ) : بازى با " ورق " در ميان نوجوانان كمابيش شناخته و معمول بود و برخى با انواع يا بعضى از بازىهاى آن آشنا بودند . " ورق " بازى چون بيشتر جنبهء قمار داشت تا سرگرمى ، عموميّت نداشت . 103 - هلوكّ هلوكّ منگلى holuk holukke mangali : راه رفتن شتر و حركتى كه بر اثر آن به شترسوار دست مىدهد در بيرجند " هلوكّ هلوكّ " نام دارد . " هلوكّ هلوكّ منگلى " لخت آغازين اين سرودهء چندلختى است كه براى آرام كردن و يا سرگرم نمودن كودكان همراه با تكانهاى خاصّى كه به آنها مىدادند مىخواندند و شرح آن اينست كه يكى از بزرگترهاى خانواده ( پدر ، مادر ، برادر ، خواهر . . . ) بر روى يك پلّه يا يك بالش مىنشست و كودك را روى رانهاى خود مىنشاند بدانگونه كه رو در روى هم قرار مىگرفتند و پاهاى كودك از دو طرف رانهاى آن شخص آويزان مىشد ( يعنى او سوار شتر شده است ) آنگاه پاهاى خود را بالا مىبرد و پايين مىآورد و اداى راه رفتن شتر را درمىآورد و به بچّه حالتى دست مىداد كه به يك شترسوار دست مىدهد . وقتى كه اين حركات را مىكرد اين سروده را با آهنگ ضربى مىخواند : هلوكّ هلوكّ منگلى / holukk holukke mangali / ( هلوك هلوك منگلى ( ؟ ) . اشتر ب كلّه ورگلى / ostor be kalle vargali / ( شتر به كلّه برگشت و افتاد ) . ورتا سراى مادلى / var ta seraye madali / ( به ته سراى محمّد على ) . مادلى بچّه داره / madali bacce dare / ( محمّد على بچّه دارد ) . كر مشت پر كچّه داره / kormoste por kacce dare / ( مشت كوچكى پر كچّه دارد ) . بچّه از آن تكانها و شنيدن اين سرودهء آهنگين شاد مىشد و مىخنديد . چنان كه پيداست از اين سروده معناى درستى دريافت نمىشود .
--> ( 1 ) . نك : جستار پانزدهم . فصل دو . شماره 23 . ص 589 .